محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
16
مجمع الانساب ( فارسى )
اقدام نمايد ، لا كلام فايده يابد . بنابراين مقدمه از حضرت جلّت ، توفيق خواستم و در اتمام اين كتاب كه به شرف مطالعهء شريف مخاديم عظام و مشاهير كرام خواهد رسيد - اعزّ اللّه انصارهم - ايستادم و از كتب تواريخ فراهم آوردم و به قدر وسع در آن خوض نموده جهد المقل و رسم المقدور به تقديم رسانيدم و در سنهء ستّ و ثلاثين و سبع مائه [ 736 ] اتمام پذيرفت . و چون به طراز القاب ميمون پادشاه مغفور سعيد علاء الدّين ابو سعيد بهادر خان - تغمّده اللّه بغفرانه و اسكنه بحبوبة جنانه - مطرّز گردانيده بودم ، اين نسخه به دست معتمدى به حضرت [ او ] روانه داشتم و هنوز روح پاك آن دينپرور دادگستر در قفص قالب متمكّن بود كه اين نسخه به شرف عرض وزير بىنظير او مرحوم غياث الدّين محمّد بن رشيد - طاب مثواه - رسيد و محل اختصاص و قبول يافت و اجماد « 1 » فرمود و جمعى از فضلا و اكابر و اعيان دولت كه حاضر بودند پسنديده داشتند و تشريف تحسين ارزانى فرمودند . پس از آنجا كه بىوفايى سپهر غدار و بدمهرى ايام نابكار است ، حاصل الامر آنچه خواست بكرد و - به طريقى كه در خيال نبود - هنوز سعادت نظر كيميا خاصيّت جهاندار مرحوم نايافته ، بيت : از كار و بارها كه تو ديدى بدان صفت * بر باد داد مرگ همه كار و بار ما ناگاه مرغ جان آن اسكندر زمان ، قفص قالب برشكست و بر كنگرهء « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ » « 2 » نشست . شعر : سلام و غفران على ذلك الثرى * و روح و ريحان على ذلك المثوى از اين واقعه هنوز چشم روزگار گريان و جگر اهل جهان بريان است . « 3 » دريغ از چنان پادشاهى جوانبخت كامكار كه اسير قيد كيد فلك بدخو شد . بيت : بر جوانى او جهان بگريست * مرگ بر مرگ آن جوان بگريست چون خبر اين مصيبت بزرگ كه به حقيقت ماتم كبرى و طوفان اعلى بود به سمع من بنده رسيد گفتم ، بيت :
--> ( 1 ) . اجماد : ثابت گردانيدن حق ( لغتنامهء دهخدا ) . ( 2 ) . سورهء « فجر » ، آيهء 28 . ( 3 ) . همين مضمون را در پادشاهى ابو سعيد خان دوباره تكرار كرده است ( نيمهء دوم مجمع الانساب ، ص 272 ) .